به گزارش روابط عمومی ادارهکل کتابخانههای عمومی استان خراسان شمالی، مرضیه مهربان، مسئول کتابخانه حضرت مهدی(عج) شهر تیتکانلو از توابع شهرستان فاروج، در قالب خاطرات روزانه خود، ماجرای اشتیاق اعضا برای مطالعه رمان «شور زندگی» و نقش طرح ملی شهرزاد در پاسخ به این نیاز فرهنگی را اینگونه بازگو کرده است:
کتاب «شور زندگی»، فراتر از یک زندگینامه ساده، سفری است به اعماق روح یکی از پیچیدهترین هنرمندان تاریخ: وینسنت ون گوگ.
این اثر، تنها به روایت ضربهای قلم روی بوم نمیپردازد، بلکه از تپشهای قلب مردی میگوید که در تقابل با تنهایی، فقر و آشفتگیهای ذهنی، تنها سلاح خود را هنر یافت.
از همان روزهای نخست حضورم در کتابخانه، افراد مختلفی برای پیدا کردن این کتاب به کتابخانه سرزدند و من هربار شرمنده آنان شدم. سالها پیش در یکی از دفعاتی که بی هدف در بین قفسههای کتابخانه ملاصدرا می چرخیدم، چشمم به این کتاب افتاد، از همان نخستین جملات تشنه خواندن کتابی شدم که ۷۰۴ صفحه داشت.
و حالا جوانها و نوجوانان تیتکانلویی در پی کتابی بودند که می دانستم خواندن آن چقدر می تواند در زندگیشان نقش داشته باشد، چند نوبت به کتابخانه ملاصدرا سر زدم تا شاید این کتاب به خانه برگشته باشد و پیش از مهمانی دوباره بتوانم به دست اعضا برسانم اما یابنده نبودم.
تا اینکه کتابهای طرح شهرزاد رسید، هر چند در انتخاب آن نقشی نداشتم و مسئول سابق کتابخانه زحمت انتخاب را کشیده بود اما مشتاق بودم در جعبه را هر چه سریعتر باز کنم و باز کردن همان و کیفور شدن از دیدن کتاب شور زندگی بیشتر از همان.
یکی از اعضای کتابخانه در شادی باز کردن این کادو شریک من بود و فقط صبوری کرد تا کتاب را ثبت کنم و پیش از اینکه شور زندگی در کتابخانه ما جا بگیرید به مهمانی خانه اعضا رفت.
آن روز هر دوی ما قدردان خوشسلیقگی مسئول پیشین کتابخانه شدیم. این کتاب همچنان دست به دست می چرخد و خیلیها هم برای دریافت آن زنبیل گذاشته اند.
شور زندگی، نوشته ایروینگ استون است که نخستین بار در سال ۱۹۳۴ وارد بازار نشر شد، از همان بدو انتشار به موفقیتهای بسیار و فروشی چندمیلیون نسخه ای دست یافت و الهام بخش فیلمی برنده جایزه اسکار نیز شد.
داستان این رمان، به ونسان ونگوگ می پردازد؛ نقاشی نابغه، عاشقی پراحساس و مردی مجنون در نظر اطرافیان. داستان از روزهای پر از مشکل و ناامیدی ونگوگ در یک معدن زغال سنگ در جنوب بلژیک تا سال های شگفت انگیز او در جنوب فرانسه با این نقاش بزرگ و جریان ساز همراه می شود و رنجها و عشقهای او را به شکلی جذاب و ملموس روایت می کند. رمان شور زندگی در نهایت، ونگوگی را به مخاطبان معرفی می کند که همزمان به انتهای موفقیت، تراژدی و جنون رسیده است.
بسیاری از ما ونگوگ را تنها از طریق تابلوی «شب پرستاره» یا «گلهای آفتابگردان» میشناسیم، اما پشت این نمادهای باشکوه، زندگیای پرفراز و نشیب و سرشار از مبارزه نهفته است.
کتاب «شور زندگی» با دقت و ظرافت، مراحل تکامل هنری او را از نخستین طرحها تا آخرین آثار در دوران سختی، بررسی میکند.
هیچ یک از رمانهای دیگری که به زندگی چهرهای سرشناس می پردازند، نتوانستهاند مانند کتاب شورزندگی، مخاطبین را برای نسلها مسحور خود سازند.
شاید بپرسید این کتاب برای چه کسانی مناسب است؟ هر خوانندهای که به دنبال یافتن الهام در میان چالشهای زندگی است، علاقهمندان به تاریخ هنر و سبک پستامپرسیونیسم، کسانی که به مطالعه روانشناختی شخصیتهای بزرگ تاریخ علاقهمندند.
اگر تا کنون زندگینامهای را مطالعه نکرده اید اما گوشه ذهنتان همیشه این بوده که روزی به سراغ این نوع کتابها بروید پیشنهاد من و شماری از اعضای کتابخانه حضرتمهدی(عج) تیتکانلو، شور زندگی است.
این اثر، دریچهای است به دنیای رنگها و روایتگر قدرت بیحد و حصر ارادهی انسانی. آیا تا به حال فکر کردهاید که چگونه میتوان از دل تاریکترین لحظات زندگی، رنگهایی چنان درخشان آفرید که جهان را تکان دهد؟

